چکیده حقوق زن عبارت است از حقوقی که زن به لحاظ انسان بودن و به لحاظ زن بودن یعنی جنسیت او، برای زندگی انسانی خود به آن نیازمند است. حقوق اجتماعی، سیاسی زنان مجموعه حقوقی است که بتواند در نظام موازنه، حضور زن را در سازمان اجتماعی، سیاسی جامعه تقویت کند و عهدهداری مسؤلیتهای اجتماعی سیاسی را برای زنان ممکن سازد. اهداف پایاننامه حاضر شناخت حقوق اجتماعی – سیاسی زنان در جمهوری اسلامی ایران و تبیین موانع و تنگناهای موجود در جمهوری اسلامی ایران درخصوص احقاق حقوق زنان در زمینههای اجتماعی و سیاسی میباشد. در این پایاننامه که از روش کتابخانهای و منابع نوشتاری استفاده گردیده، موضوع طرح به شکل توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است. نتایج این پایاننامه حاکی از این میباشد که زنان ما در جامعهای زندگی میکنند که روابط و مناسبات آن ناشی از یک دیدگاه سنتی است ولی فضای آن یک فضای مدرن است. در چنین جامعهای زن ایرانی باید از یک سو دیدگاه سنتی است ولی فضای آن یک فضای مدرن است. در چنین جامعهای زن ایرانی باید از یک سو نقش جنسی خود را در چهارچوب خدمات خانگی، مادری و همسری ایفا کند و از طرف دیگر، برای مشارکت اجتماعی و سیاسی خود تلاش نماید. مسلماً در این راه دچار فرسایش غیرمنطقی میگردد به طوری که ناچاراً در ایفای یکی از این نقشها دچار کاستی میشود. این در حالی است که در جامعه مدرن غرب، ملزومات اجتماعی و اقتصادی این مشارکت را برای زنان فراهم میسازد. تسهیلاتی از قبیل مهد کودکهای وسیع و مجهز، انواع موسسات آموزش و پرورشی با شهریههای مناسب، مرخصیهای زایمان طولانیتر و قوانین مدون و نامدون اجتماعی و مدنی حمایت کننده از زن، کمک میکند که زنان با امنیت خاطر بیشتر به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی بپردازند. لکن با وجود مشکلات، هماکنون میتوان گفت که حقوق اجتماعی – سیاسی زنان در برخی از ابعاد خود به استانداردهای بینالمللی بسیار نزدیک شده است. هرچند در برخی از موارد هنوز با شاخصهای بینالمللی فاصلههای زیادی به چشم میخورد. بنابراین از دیدگاه نویسنده، اقدامات در زمینههای زیر ضروری به نظر میرشد. در زمینه حقوق شغلی مانند حذف قوانین محدود کننده دایره اشتغال زنان از جمله حق قضاوت زنان و امحاء نگرشهای منفی اجتماعی – فرهنگی نسبت به اشتغال زنان از طریق فرهنگسازی؛ در زمینه حقوق آموزشی، مانند ایجاد قوانینی که حداقل تحصیلات ابتدایی دختران را الزامی کند برای مقابله با نگرشهای منفی که نسبت به تحصیلات دختران در برخی از خانوادههای سنتی وجود دارد؛ در زمینه سایر حمایتهای اجتماعی، مانند پیشبرد تسهیلات قانونی برای جلوگیری از فقر زنان و حمایت از زنان فقیر؛ در زمینه حقوق سیاسی مانند تقویت فرهنگ شایسته سالاری به جای فرهنگ مردسالاری در انجام فعالیتهای سیاسی و تقویت فرهنگی – سیاسی با گرایش به سمت حضور فعال زنان در مناصب و ارگانهای مهم حکومتی.