فمینیسم واژه ای فرانسوی به معنی « طرفداری از حقوق زن » و « جنبش آزادی زنان » است که اگرچه با معنای کنونی واژهای نوین است ، قدمتی به اندازهی تاریخ دارد. نظرات فمینیستها به صورتهای مختلف به ادبیات راه یافت و موجب ظهور ادبیات فمینیستی شد که راهی برای ارائهی نظرها و دیدگاههای مختلف زنان بود. در ایران این نهضت با رویکرد اسلامی، از دورهی مشروطیت آغاز شد و همزمان با آن نویسندگان مرد و زن زیادی دربارهی آن مطلب نوشتند .
با توجه به اینکه در ادبیات مردانهی ایران اکثراً به زن از دریچهی نگاه مردان نگریسته میشد؛ ولی در دو دههی اخیر زنان توانستند مهرههای بازی را به نفع خود بچینند و رنگ و لعاب تفکر مردانه را عوض کنند . نقد فمینیستی نیز بر آن است تا نقش زنان را در دو محور خالق اثر ( زن در مقام نویسنده) و شخصیت خلق شده ( چهرهی ارائه شده از زن در آثار نویسندگان ) بررسی کند . محور و گرایش اول با عنوان « نقد زنان » و گرایش دوم با نام « جلوههای زن » مطرح شده است . در این پایان نامه به نقد فمینیستی و بررسی چهرهی زن در آثار پنج نویسندهی زن دههی 70 و 80 ؛ یعنی « منیرو روانیپور » ، « فرخنده آقایی » ، « فریده خرمی » ، « شیوا ارسطویی » و « شیوا مقانلو » پرداخته شده است . در همین راستا ابتدا در دو فصل نخست فمینیسم و زنانه نویسی مطرح شدهاند ؛ آنگاه در فصل سه بعد از ذکر خلاصهای از داستانها، داستانها از دو دیدگاه مذکور نقد شدند. ضمن نقد این مجموعهها در مییابیم که آثار مذکور گواه دغدغهی زنانهی نویسندهی آنهاست. مضمون داستانها مسائل عاطفی ـ اجتماعی زنان در برابر مردان و جامعه است . محور اغلب موضوعات بدون هیچ تردیدی زن ، مسائل زنان و محدودیتهایشان میباشد . گاه اندیشهی زن محور نویسنده سبب خلق و ظهور ایدههایی مرد ستیز گشته است .