چکیده در این رساله موضوع زن و بررسی شخصیت و جایگاه او در ابعاد مختلف به خصوص در حیطة منظومههای غنایی، تعلیمی و عرفانی مدنظر قرار گرفته است، زیرا در این نوع خاص از انواع ادبی عموماً برخوردهای فکری و عاطفی انسانها و نیز عملکردها و رفتارهایشان در تعامل با یکدیگر و حوادث مختلف در گسترة وسیعی به تصویر کشیده میشود و لذا خصوصیات ظاهری و ویژگیهای اخلاقی زنان در خلال واکنشها و رفتارهایشان در مقابل دیگران و حوادث و نیز واکنشها و رفتارهای دیگران در مقابل آنان از جنبههای مختلف بیشتر و بهتر نمایان میشود. بدین لحاظ در مباحث مقدماتی موضوعاتی چون جایگاه و موقعیت زن در پیشینة تاریخ، زن در آیین قرار دادهایم و در متن اصلی رساله به بررسی شخصیت و جایگاه زن در منظومههای ورقه و گلشاه، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، بوستان سعدی، حدیقهالحقیقه، الهینامه، مصیبتنامه، اسرار نامه و منطقالطیر پرداختهایم. براساس نتایج به دست آمده از این تحقیق میتوان گفت: در حیطة منظومههای غنایی مورد نظر خسرو و شیرین نظامی از بهترین و مطلبوترین موقعیت برای رشد و پرورش شخصیت زنان در تمامی ابعاد و زمینهها برخوردار است. فضای آزاد فرهنگی و اجتماعی حاکم بر خسرو و شیرین زمینههای لازم برای رشد شخصیت زنان را در تمامی ابعاد فراهم میسازد و از آنان انسانهایی آزاده، بزرگمنش و توانا میسازد که میتوانند آزادانه پای در میدان سرنوشت خویش بگذارند و برای ساختن زندگی آیندة خودفعالانه وارد عمل شوند. در نقطة مقابل خسرووشیرین، لیلی و مجنون و ورقه و گلشاه قرار دارد که مردسالاری و تعصبهای فرهنگی – اجتماعی حاکم بر آن سرنوشت همة زنان و دختران داستان را تحتالشعاع قرار میدهد و آنان را به پذیرش سکوت، تسلیم، ترس و آزرم، دودلی و تردید، رازداری مفرط و سرانجام ناکامی و مرگ ناگزیر میسازد. در حیطة منظومههای تعلیمی و عرفانی یقیناً زنان منظومههای عرفانی عطار از برترین موقعیت برخوردارند زیرا آنان نه تنها آزادی و شأن والای انسانی خود محروم نمیشوند بلکه در فضای آزاد فرهنگی – اجتماعی زمینههای مناسب رشد شخصیت در اختیارشان قرار میگیرد و آنان در بسیاری از موارد نشان میدهند که در صورت برخورداری از زمینهها و شرایط مناسب میتوانند از مردان راه حق همگوی سبقت بربایند و در طی طریق کمال بر آنان نیز پیشی بگیرند. در مرتبه بعد از آثار عرفانی عطار زنان بوستان سعد هستند که وجودشان تنها تحت قیمومیت و حاکمیت بلامنازع مردان به رسمیت شناخته میشود و تفکر مردسالاری مطلق سرنوشتشان را در تمامی زمینهها تحت تأثیر قرار میدهد و در نازلترین و پایینترین مراتب زنان حدیقة سنایی قرار میگیرند که در اکثریت قریب به اتفاق موارد، رکیکترین دشنامها و اهانتها در موردشان به کار گرفته میشود و شأن انسانیشان به وقیحانهترین وجهی شکسته میگردد.