زنان به عنوان نیمی از پیکرهی اجتماع، نقشی تعیینکننده و حساس در تغییر و تحولات اجتماعی بر عهده دارند. از آن جایی که حوادث رمانهای "همسایه ها" و "مدار صفر درجه" در سالهای قبل ازانقلاب میگذرد. در این پایان نامه تلاش شده است نقش زن در این دو رمان بررسی و تحلیل شود. و علاوه بر این چگونگی طرح حالات و عوالم درونی و بیرونی زنان در این دو اثر بررسی شود.
نتیجه حاکی از آن است که اغلب زنان در رمانهای ابتدایی احمد محمود از دانش سیاسی و اجتماعی و همچنین سواد بهرهی چندانی ندارند که بتوان آنان را همانند قهرمانان مرد داستان دارای نقش های برجسته دانست. جمع کثیری از زنان، طوری خود را به عشق ها و هوس های زودگذر سرگرم کردهاند که نمی توان آنان را در تعیین سرنوشت جامعه دخیل دانست. اما در رمان مدار صفر درجه زنان نقش نسبتأ بهتری در شکلدهی حوادث داستان بازی می کنند.