چکیده امروزه مطالعه خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی و کوچکترین واحد بنیادی جامعه، مورد توجه بسیاری از جامعهشناسان، روانشناسان اجتماعی و حقوقدانان است. خصوصاً این توجه معطوف به تغییراتی است که در ارتباط با گسترش صنعت و رشد شهرنشینی در ابعاد و زمینههای مختلف خانواده پدید آمده است. نویسنده در پایاننامه حاضر، با روش کتابخانهای به بررسی جرائمی که به هر نحو به خانواده مربوط میشد کانون و ساختار آن را به نوعی مورد تعرض قرار دادهاند، میپردازد. هدف از نوشتن این پایاننامه، شناختن جرائمی است که کیان و موجودیت خانواده را به خطر انداخته و بر حیثیت و روابط اعضای خانواده و نیز تناسل و توالد، تاثیر منفی میگذارد. جرائمی که علیه خانواده در این پایاننامه مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند عبارتند از: زنای محصنه، زنای با محارم؛ جرائم علیه حیثیت و شئونات خانوادگی که عبارتند از افترا، افترای عملی، قذف، اشاعه اکاذیب، زنای به عنف، توهین و تهدید به افشای اسرار خانوادگی؛ جرائم علیه روابط خانوادگی که در قانون مجازات اسلامی فقط به مورد ترک انفاق اشاره شده است؛ جرائم علیه نسب و توالد و تناسل مانند عدم ثبت نام والدین واقعی در اسناد و مدارک، بچهکشی، عدم تسلیم طفل امانی و رها کردن طفل در محل غیر مسکونی. نتایج این بررسیها حاکی از این میباشد که مابین جرائم علیه خانواده و جرائم علیه جامعه رابطه عمومی و خصوص من وجه جاری است. زیرا آنها دارای یک وجه اشتراک و دو وجه افتراق هستند. وجه افتراق آنها یکی در مورد جرائمی است که فقط علیه جامعه هستند و کاری با خانواده ندارند از قبیل جرائم راهنمایی و رانندگی و کلاهبرداری. مورد دیگر افتراق، درخصوص جرائمی است که فقط علیه خانواده مطرح هستند مانند مدارک مربوط به کودک از قبیل شناسنامه. همچنین به نقش رسانهها و چگونگی پیشگیری از این نوع جرائم اشاره شد. و یادآور میشود که با بالا بردن سطح کیفی فرهنگ، این نوع جرائم کاهش پیدا خواهد کرد. چون خانواده رکن اساسی اجتماعی است و قانون اساسی نیز در اصل دهم تاکید بر حفظ کیان خانواده دارد؛ از این رو، قوانین کیفری باید تضمین کننده حفظ آن باشد.