تحلیل شخصیّت زنآرمانی در داستانهای غنایی، موضوع این پایاننامه است. از آنجا که در داستانهای غنایی و عاشقانه محوریّت داستان بر شخصیّت زنان قراردارد، در صورت شناخت این-زنان میتوان زنآرمانی و ویژگیهای اندیشه و عقاید آن را توصیف کرد. هدف از نگارش این پایاننامه، توصیف ویژگیها و خصوصیات رفتاری و اخلاقی زنان در این منظومهها بودهاست و همینطور بهمنظور شناخت بیشتری از این شخصیّتها و طرز تفکّر سرایندگان آنها نگاشته شدهاست.
آگاهی از شناخت ارزشهای انسانی برمبنای داستانهای عاشقانه در ادبیّات کلاسیک، از دیگر خصایص این پایاننامه است؛ چرا که از این طریق می-توان اهمیّت و کاربرد نتایج پایاننامه، مبنی بر شناخت بیشتر آثار غنایی و ارزشهای انسانی و همچنین درکی بیشتر و سازنده-تر از محتوای متون کلاسیک را در ک کرد. با توجّه به منظومه-های موردبحث در این پایاننامه، شخصیّت زنانی که در این منظومهها ایفای نقش کردهاند، با ذکر شاهد مثال از منظومه-ها، مورد بررسی و تا حدودی تحلیل روانشناختی قرار گرفته-است که در این پژوهش از نظریات و الگوهایی که برخی از روانشناسان در حیط? روانشناسیِ شخصیّت داشتهاند و در راستای تدوین و اهداف پایاننام? حاضر کاربرد داشته؛ استفاده شده-است که اسامی این صاحبنظران به ترتیب حروف الفبا از این قرار است: آلفرد آدلر، هانس آیرنک، اریک فروم، زیگموند فروید، ریموند کتل، پُل کاستا، مک کری، آبرهام مزلو، کارن هورنای و کارل گوستاو یونگ. با توجه به نتایجی که از این تحلیلها به دست آمدهاست معلوممیشود که هر کدام از این زنان دارای چه خصوصیات و ویژگیهایی هستند. زنانی که مورد تحلیل قرار گرفتهاند و از شخصیّتهای اصلی این منظومهها هستند؛ عذرا، گلشاه، ویس، شیرین و لیلی میباشند. یافتهها حاکی از این هستند که عذرا در تیپ درونگرای احساسی یونگ قرار میگیرد و جزو صفات عمقی کتل است و در گروه روانرنجورخویی آیزنک. البتّه اینگونه دیدگاه نسبت به اشخاص شرمگین و خجالتی، مربوط به دنیای قرن بیستم غرب میباشد چراکه از دیدگاه جوامع شرقی و بخصوص اسلامی؛ شرم و حیا و خجالتیبودن برای انسان بویژه زنان، ارزشی مهّم و والا تلقی میشود و چنین شخصی مقیّد به اصول اخلاقی است. گلشاه در گروه روانرنجورخویی از تیپهای آیزنک قرار می-گیرد به دلیل شرمگینبودن و احساسِ خجالت و شرمی که دارد و چون شخصی عاطفی و حساس هست در تیپ درونگرای احساسی یونگ قرار میگیرد. در ویس نشانههایی از ویژگی تیپ شخصیّت گیرند? اریکفروم وجود دارد که این تیپ شبیه تیپ شخصیّت جذب دهانی فروید و همچنین تیپ شخصیّت مطیع که از تقسیمبندیهای هورنای است و مطابق با تیپ دوریجوی آدلر است (عدم تلاش برای روبروشدن با مشکلات زندگی و اجتناب از احتمال شکست). این افراد جزء افراد کمهیجانخواه به حساب میآیند که دارای خصوصیاتی همچون سراسیمهبودن؛ نگرانبودن؛ ناراحتبودن؛ تنیدهبودن؛ عصبیبودن و ترسوبودن هستند. شیرین هم در ردّ? برونگرای احساسی یونگ است و در گروه روانرنجورخویی آیزنک؛ در تیپ مفیدبهحالجامع? آلفرد آدلر قرار میگیرد و این زن نمون? کامل برونگرای آیزنک است (معاشرتی؛ سرزنده؛ جسور؛ فعال؛ هیجانخواه؛ آسوده خاطر؛ سلطهجو؛ مخاطرهجو) و همچنین این زن در جایی که از خودش تعریف میکند نارسیست و خودشیفته میشود. لیلی هم که آخرین شخصیّت مورد تحلیل است، در گروه افراد درونگرای احساسی یونگ است و همچنین در گروه روان رنجورخویی آیزنک و درونگرای احساسی یونگ قرارمیگیرد. با تحلیلی که از شخصیّتهای ایفاگر نقش در منظومههای مورد بحث در رسال? حاضر انجام گرفت، میتوان به این نتیجه رسید که در بین زنان مورد تحلیل، شیرین در منظوم? خسرو و شیرین نمون? بارز یک زنآرمانی و ایدهآل است چراکه اینزن دارای تمامی خصوصیات و ویژگیهایی که براساس نُرم جامعه و خانواده و همچنین مذهب و آیینش شناخته شدهاست؛ میباشد .او یکزنِ به تمام معنا، پاک، آرمانی، ایدهآل، کمالیافته، با اصل و نسب، مقیّد به اصول اخلاقی، پاکدامن، مأخوذ به حیا و عاطفی و حساس است